مرتضى مطهرى
237
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بلكه رو به انحطاط رفته كه اين همه بدبختى و فلاكت و ظلم و ستم و آوارگى پديد آمده است . - خلاصه قبول كردن اين مطلب مشكل است . استاد : نه ، مشكل نيست . يك حرف خوبى در همان مسائل خير و شر در فلسفه دارند كه هر شرى زايندهء يك سلسله خيرهاست ؛ يعنى اگر ما شر را در همان حال خودش در نظر بگيريم يك حكم دارد و اگر به اعتبار زايندگىاش در نظر بگيريم يعنى آثار و نتايجش را هم به حساب بياوريم - و به قول اين كتاب آيندهاش را هم جزو حسابش بياوريم - حكم ديگرى پيدا مىكند . اينها هم متوجه اين مطلب هستند . در اينجا مؤلف كتاب تاريخ چيست ؟ تعبيرى دارد ، مىگويد : تمام شكستها ثمربخشاند ، و نيز تعبير شيرينى دارد مىگويد : تاريخ قائل به ديركرد عمل است . اين خيلى تعبير خوبى است ؛ مثل ديركردى كه بانكها مىگيرند يعنى سود مىگيرند ، بدين معنى كه بانك طلبش را كه امروز بايد بگيرد ، اگر طرف نداد و مدتى تأخير انداخت ، بعد از آن مدت مىگيرد با سود بيشتر . مىگويد : تاريخ قائل به ديركرد عمل است ؛ يعنى اگر جامعهاى درجا بزند ، عقب بماند ، منحط بشود ، ناراحتى بكشد ، همين سبب مىشود كه بعد تاريخ آنچه را كه طلب داشته با سودش بگيرد . ما بحثمان در اين نبود كه بياييم تأييد كنيم كه تاريخ متكامل هست يا نيست . بحثى كه ما كرديم به خاطر اين بود كه اصلًا فرض تكامل داشت دچار اشكال مىشد . معنى آن مسئله اين بود كه اصلًا نمىشود قائل به تكامل شويم ، چون اگر بخواهيم قائل به تكامل شويم بايد ارزشهاى به وجود نيامده را نفى كنيم يا به تعبير ديگر بايد معيارها فقط روى موفقيتها باشد « 1 » ؛ يعنى هر جا كه دو حريف مقابل يكديگر قرار گرفتهاند ، آن كه موفق شده است بگوييم « بايد » و « خوب » هم همان بود . مثلًا اگر حضرت امير با معاويه طرف بشود و معاويه پيروز بشود ، چون موفقيت ملاك است زيرا واقعيت ملاك است و ما بايدِ جدا از موفقيت نداريم [ پس « بايد » و « خوب » هم همان پيروزى معاويه است . ] ما مىخواستيم كه اين اشكال كلى را به اين صورت حل كنيم . آن بحثى هم كه بعد دارد تحت عنوان « افق رو به گسترش » در واقع دنبالهء همين بحث است .
--> ( 1 ) اگر معيار روى موفقيتها باشد بايد ارزشها را نفى كنيم .